kotah maghaleh

کار را به کاردان بسپارید

بسم الله الرحمن الرحیم
«کار را به کاردان بسپارید»
بقلم: محمد زارع عبدالزهرایی

.
وقتی می گوییم کار را به کاردان بسپارید برای همین است . در کتاب هدیه آسمانی سال ششم نویسندگان از حدیث بی خبر ، در یک سوال پرسیده اند که وجه شباهت حضرت قاسم علیه السلام و شهید فهمیده چیست ؟


اگر این دوستان نمی گوییم بحار الانوار ، نمی گوییم کتب تخصصی حدیثی ، بلکه عرض می کنم اگر نهج البلاغه مولانا علی ابن ابی طالب علیهما السلام را یک بار خوانده بودند چنین کلامی را بر زبان جاری نمی ساختند.
از علی علیه السلام و نام علی علیه السلام تنها دم گرفتنش را یاد گرفته اید ؟
لااقل این کتبی که همه در خانه هایتان جهت تزیین و نه مطالعه گذاشته اید را یک بار در تمام عمرتان تورق کنید …
گذشتم از اینکه بروید و شرح ها را ببینید و بخوانید . در حد همان خواند ترجمه فارسی از سرتان هم زیاد است .
در خطبه دوم منقول در کتاب شریف نهج البلاغه نقل می شود که مولا و سرور مؤمنان فرمودند:
«لا یُقاسُ بِآلِ مُحَمَّد[صلی الله علیه و آله] مِنْ هذِهِ الاُمَّهٍ اَحَد و لا یُسَّوی بِهِمْ مَن جَرَت نِعْمَتُهُم عَلَیْهِ اَبَداً هُمْ اَساسُ الدَّینِ و عِمادُ الیَقینِ. اِلَیْهُمْ یَفِیءُ الْغالِی وَ بِهِم یَلْحِقُ التالی. وَ لَهُمْ خَصائِصُ حقِّ الوِلایهِ وَ فیهمُ الوَصِیَّهُ و الوِراثَهُ الآن اذ رجع الحق الی اهله و نقل الی منتقله».(۱)
کسى را با خاندان رسالت نمى شود مقایسه کرد و آنان که پرورده نعمت هدایت اهل بیت پیامبرند با آنان برابر نخواهند بود. عترت پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) أساس دین، و ستون هاى استوار یقین مى باشند. شتاب کننده، باید به آنان بازگردد و عقب مانده باید به آنان بپیوندد زیرا ویژگى هاى حقّ ولایت به آنها اختصاص دارد و وصیّت پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) نسبت به خلافت مسلمین و میراث رسالت، به آنها تعلّق دارد. هم اکنون (که خلافت را به من سپردید) حق به اهل آن بازگشت، و دوباره به جایگاهى که از آن دور مانده بود، باز گردانده شد.
یعنی کارمان به جایی رسیده که مستقیما در کتاب های درسی بر خلاف کلام معصوم عمل کنیم ؟
آیا حتی یک بار این عبارت زیارت جامعه بگوشتان نرسیده که : « کلامکم نور »
می گویم باشد شما را با موای الموحدین کاری نیست . ادعای اسلام که دارید ! پیامبرتان را که قبول دارید !
از پیامبر خاتم نقل شده است :

«نحن أهل بیت لا یقاس بنا أحد»(۲)
ما خاندانى هستیم که احدى به ما قیاس نمى شود.
این حدیث را با کمی جستجو در منابع شیعه و اهل سنت می یافتید ؛ گرچه در نهج البلاغه نیز ذکر شده است. در برخى از روایات به جای لفظ احدٌ آمده است:
«…أ حد من الناس.»(۳)
حتی در پاره ای از منابع نه فقط انسان که حضرت جمیع مخلوقات الهی را بیان کرده اند :
«لا یقاس به أحد ممّن خلق الله.»(۴)
این مطالب تنها در باب خاندان اهل بیت بود . اما نه فقط با اهل بیت نمی توان کسی را مقایسه کرد بلکه با اصحاب جان بر کف سیدالشهداء علیه السلام که نیز مطلقا این کار جایز نیست .
از امام حسین علیه السلام نقل شده است :
«فانی لا أعلم أصحاباً أوفی و لا خیراً من أصحابی و لا اهل بیت أبرّ و لا أوصل من اهل بیتی فجزاکم الله عنی خیراً….»(۴)
همانا من یارانی با وفاتر و اصحابی بهتر از شما سراغ ندارم … خدا به همه شما جزای خیر دهد.
ابن عباس نقل می کند آنگاه که با سید الوصیین به جنگ صفین می رفتند ، در سرزمین طف حضرت امیرالمؤمنین ایستادند و در حالی که با زمین اشاره می کردند فرمودند :
«…مناخ رکاب، ومصارع عشّاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم، ولا یلحقهم من بعدهم»(۵)
ایـنجـا محـل فرود آمـدن سواران و قتلگاه عاشقان است،شهیدانى که نه پیشینیان بر آنان سبقت جسته‌اند و نه آیندگان بـه مقام آنان خواهند رسید.

حاصل کلام:

با همین چند خط و نه بیشتر هر اهل علم دانشی در میابد که :
نخست : هیچ مخلوقی را با اهل بیت علیهم السلام مقایسه نمی توان کرد .
دودیگر آنکه هیچ شهیدی در عالم امکان از اول خلقت تا قیام خجت قابل مقایسه با شهدای کربلا نیست.
حال چگونه می توان یکی از اهل بیت را که اتفاقا در کربلا به شهادت رسیده با دیگری مقایسه کرد .

ان تنصرالله ینصرکم
محمد زارع عبدالزهرایی
۹رمضان ۱۴۳۹
قم المقدسه
.

پی نوشت :
۱. فیض الاسلام، نهج البلاغه، ص ۱۰.
۲. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج۶۵، ص۴۵.
۳. کشف الغمّه، ج۱، ص۳۱؛ ینابیع المودّه، ج۱، ص ۴۵۹؛ مفتاح النجا (مخطوط)، ص۲؛ شرح احقاق الحق، ج۹، ص ۳۷۸.
۴. شیخ مفید، الارشاد،ج۲، ص۹۲.
۵. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۱، ص ۲۹۵.

دربارۀ محمد زارع عبدالزهرایی

محمد زارع عبدالزهرایی، متولد 1362 تهران . در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. از همان آغازین روزهای کودکی با اعتقادات شیعی پرورش داده و بالید. تحصیلات ابتدایی را با نهایت موفقیت پشت سر گذارد و در سال پنجم ابتدایی داستانی کوتاه و کودکانه با عنوان کلید طلایی نوشت که مورد تحسین بسیاری قرار گرفت. در دوران راهنمایی و دبیرستان نیز بسیاری از مطالب گذشتگان را مطالعه کرد و به نوشتن البته برای خود ادامه داد. وی دبیرستان را در رشته ریاضی فیزیک به پایان برد اما علایق او ، مسیری دیگر برایش در نظر گرفتند. پیش از ورود به دانشگاه به مدارس علمیه ( حوزه علمیه) وارد شد و مقدمات و سطح یک را گذراند.همزمان با حوزه در دانشگاه نیز به تحصیل در رشته ادبیات فارسی مشغول شد. پس از اتمام تحصیلات در دانشگاه ، باردیگر به تحصیلات حوزوی خود مشغول شد اما به صورت آزاد. ایشان در زمان کوتاهی بیش از صد و هفده مقالعه با ساختار علمی تألیف نمود. همچنین کتبی چون تاریخ اسلام از منظر قرآن و نهج البلاغه، تحقیقی بر منتهی الآمال شیخ عباس قمی ، بر بال روزگار و... را تألیف نمود. از جمله فعالیت های وی نگارش داستان کوتاه در حوزه های مختلف اجتماعی و دینی ست که از آن جمله می توان به نامه ناتمام ، در سایه آرامش، یک بیابان دلدادگی اشاره نمود. همچنین در حوزه شعر نیز اشعاری مذهبی در قالب های مختلف از جمله غدیری و ... سروده اند . در موسسات مختلفی چون امام صادق علیه السلام ، نورفاطمه علیها السلام و ...فعالیت علمی داشته اند. مدتی در مدارس شهر تهران در مقاطع راهنمایی و دبیرستان به تدریس و پرورش ذهن های نوجوانان مرز و بوم مشغول بودند که از نظر خودشان بهترین زمان عمرشان است. منابر و سخنرانی های ایشان نیز به عنوان مجالسی که کلامها تمام مستدل و مستند به اقوال تاریخی است همراهان بسیاری را به ایشان جذب نموده است. همینک ایشان به عنوان محقق و پژوهشگر تاریخ اسلام ، نویسنده شناخته می شوند.

به این صفحه نیز بنگرید

34971738492299843279

زنانی که از حضرت زهرا سلام الله علیها احادیث نقل کرده اند

نویسنده : محمد زارع عبدالزهرایی در۹۵/۰۹/۱۴. مقدمه «حدیث»، در اصطلاح، به معنای قول، فعل و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *