1_120314

نجوا در نزد معصومین علیهم السلام

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علی حجه الله بالغه

«نجوا، در نزد معصومین علیهم السلام»
بقلم : الاحقر محمد زارع عبدالزهرایی

شخصی از عزیزان پیرامون نجوا بین اهل بیت معصوم علیهم السلام سوالی را طرح نمودند .
با توجه به اینکه این امور اتفاقا در روایات و‌کتب تاریخی و نیز تفسیری بارها نقل شده است ، اما از جهت امتثال امر این بزرگوار چند سطری را تقدیم میدارم.
پیش از هر چیز باید دانست که نجوا کردن در فرهنگ لغات و در نزد علمای علم لغت به معنای سخن گفتن سرگوشی ، راز گفتن، آهسته حرف زدن ، پنهان از دیگران سخن گفتن یاد شده است .
در قرآن و روایات از نجوا کردن یاد شده است . گاهی این عمل را مذموم دانسته اند و گاهی پسندیده. گاهی توسط اصحاب و یاران بوده است و گاهی بین اهل بیت علیهم السلام .
لذا این اختلافات معلوم می سازد که نجوا کردن به خودی خود دارای اشکال نیست بلکه مضمون آنچه به صورت نجوا بین گوینده و شنونده رد و بدل می شود در پسندیده و یا ناپسند بودن آن شرط است .
اما پرس این است که آیا این عمل (نجوا کردن ) در اهل بیت نیز واقع شده است ؟
پاسخ کاملا آشکار است و یه رجوع ساده به قرآن و نیز برخی کتب تاریخی و یا روایی مشکل را بر طرف می سازد .
پاسخ این است که آری اهل بیت معصوم علیهم السلام گاهی از نجوا برای گفتگو با افرادی خاص استفاده می کردند .

علی علیه السلام و صدقه برای نجوا :
در زمان حیات پیامبر خاتم محمد مصطفی صلی الله علیه و آله عده ای از مردم به حضور ایشان شرفیاب شده و با ایشان آهسته سخن می گفتند – نجوا میکردند-. این عمل آنچنان رایج بود که گاهی برای کسب قدرت و یا نشانی از نزدیکی افراد به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مورد استفاده قرار می گرفت . برخی از متمولین و مرفحین نیز با اصرار بر این عمل و مداومت و اطاله این گونه سخن گفتن تلاش می نمودند تا خود را نزدیک به پیامبر نشان داده و نیز وقتی را که پیامبر برای عموم قرار داده بودند ضایع کنند [۱]. از این روی و به دلیل آنکه این افراد مورد آزمایش قرار گیرند خداوند آیه دوازدهم سوره مجادله را نازل فرمود :
یا ایها الذین آمنوا اذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقه ذلک خیر لکم واطهر فان لم تجدوا فان الله غفور رحیم.
“‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید هرگاه با پیامبر (خدا) گفتگوی محرمانه می‌کنید پیش از گفتگوی محرمانه خود صدقه‌ایتقدیم بدارید این (کار) برای شما بهتر و پاکیزه تر است و اگر چیزی نیافتید بدانید که خدا آمرزنده مهربان است ” [۲].
این آیه شریفه نشان می دهد که نجوا در زمان پیامبر امری رایج بوده است و خداوند متعال برای آنکه پیامبر صلی الله علیه و آله اندکی در آرامش باشند با تشریع صدقه دادن پیش از نجوا کردن ، عده ای دنیا دوست را از اطراف پیامبر خود پراکنده ساخته است .
اما سوال این بود که آیا اهل بیت هم نجوا کرده اند ؟
در ذیل همین آیه شریفه مفسرین قرآن نقل می کنند که تنها کسی که به این حکم عمل نمود مولای متقیان امیر مؤمنان علی علیه السلام بود [۳].
پس در همان زمان امیر مؤمنان با پرداخت صدقه با پیامبر در امور ضروری به نجوا می پرداخته است .

نجوا کردن پیامبر صلی الله علیه و آله و عصبانیت معاندین:
همگان بخوبی می دانیم انجام عملی و مداومت به آن از طرف پیامبر خدا در پایین ترین حالت خود نشان از جواز آن عمل خواهد بود .
در بسیاری از کتب تاریخی و روایی این مطلب نقل شده است که « عبدالرحمن بن سیابه و اجلح (به سند خود) از جابر بن عبدالله انصاری حدیث کنند که در آن روز که رسول خدا صلّی الله علیه و آله در طایف با علی علیه السّلام در خلوت نجوا کرد، عمر بن خطاب پیش آمده گفت: آیا به تنهایی با علی علیه السّلام در خلوت نجوا کنی و راز خود را به ما نگویی؟

فرمود: ای عمر؛ من با او راز نگفتم بلکه خدا با او رازگویی می‌کرد.

عمر روی گردانده و گفت: این سخن نیز مانند آن سخنی است که پیش از جنگ حدیبیه به ما گفتی که:

ِّلَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنین‏.[۴]

شما بدون شک، به خواست خدا، با خاطری آسوده در مسجد الحرام در خواهید آمد؛

در صورتی که ما دیدیم که داخل مسجد الحرام نشدیم (و به واسطه آن صلحی که در حدیبیه انجام شد)، مشرکین از ورود ما جلوگیری کردند.

پیغمبر صلّی الله علیه و آله با آواز بلند به او فرمود: من که به شما نگفتم در همان سال داخل مسجد الحرام می‌شوید[۵].

در این روایت که به وضوح نجوا کردن پیامبر صلی الله علیه و اله با مولی الموحدین مطرح میشود از مطالبی ست که شیعیان جهت صاحب سر بودن امام علی علیه السلام در احتجاج های خود برای اثبات ولایت و خلافت بلافصل بهره می جویند .
این مطلب از زبان خود حضرت مولی الموحدین نیز در احتجاج روزهای پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده شده است :

از جابر بن عبد الله انصاری و از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت است که امیرالمؤمنین علیه السّلام در روز شورا فرمود:

شما را به خداوند سوگند می‌دهم؛ آیا در میان شما احدی جز من هست که رسول خدا صلّی الله علیه و آله در روز طایف با او در خلوت نجوا کرده باشد؟! پس ابوبکر و عمر به او گفتند: ای رسول خدا؛ به تنهایی با علی در خلوت نجوا کنی و راز خود به ما نگویی؟!

پیامبر صلّی الله علیه و آله به آن دو فرمود: من با او راز نگفتم بلکه خدا با او رازگویی می‌کرد؟!

گفتند: نه.[۶]

علی صاحب سر پیامبر :
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام به ام سلمه علیها سلام می فرماید :
یا أمّ سلمه هذا علیٌّ سیّد مبجَّل، و مأمل المسلمین، و أمیر المؤمنین، و موضع سرّی و علمی، و بابی الذی یؤوی إلیه، و هو الوصیّ علی اهل بیتی، و علی الأخیار من أمّتی، و هو أخی فی الدنیا و الآخره.

ای امّ سلمه؛ این علی، سیدی بزرگوار است، او مایه امید مسلمانان، امیر مؤمنان و جایگاه سرّ من و علم من است، او تنها دروازه‌ای است که برای رسیدن به من باید به او پناه برد، او وصیّ پس از من بر خاندان من و نیکان امت من است و او برادر من در دنیا و آخرت است.[۷] در این باب و از این نمونه ها کم نیست که این حقیر سراپا تقصیر بجهت عدم اطاله کلام به نقل تنها سه مورد اکتفا نمودم .
از آنچه مطرح شد در میابیم که نجوا کردن در معصومین علیهم السلام از اموری ست که هم دیده شده و هم از جمله فضائل خاصه بوده است .
امید که این مختصر در رفع این ابهام مفید واقع گردد.

پی نوشت ها :
[۱] آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۱۴، ص۲۲۴
[۲] ۱۲ ، سوره مجادله
[۳] سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج۶، ص۱۸۵
[۴] ۲۴ ، سوره الفتح
[۵] تاریخ یعقوبی، ۲/۶۴؛ بحار الانوار، ۲۱/۱۶۴؛ ۴۱/۹۵؛ الارشاد، ۱/۱۵۳؛ اعیان الشیعه، ۱/۲۸۱؛ مناقب آل ابی‌طالب، ۱/۶۰۵؛ اعلام الوری باعلام الهدی، ۱/۳۸۸؛ تاریخ بغداد، ۷/۴۰۲؛ المناقب، خوارزمی، ۸۳.
[۶] الاحتجاج، ۱/۲۰۲-۲۰۳؛ مصابیح البلاغه، ۳/۲۲۱؛ غایه المرام، ۲/۱۳۲؛ بحار الانوار، ۲۱/۱۸۰؛ ۳۱/۳۳۷٫.
[۷] المحاسن و المساوی، ۴۴؛ الغدیر، ۳/۱۱۶؛ ۷/۱۷۶؛ مواقف الشیعه، ۱/۲۱۴؛ معانی الاخبار، ۲۰۴؛ احقاق الحق (ملحقات)، ۱۵/۱۰؛۲۰//۲۹۰-۲۹۵؛ بشاره المصطفی صلّی الله علیه و آله لشیعه المرتضی (علیه السّلام)، ۱۰۲-۱۰۳؛ کشف الیقین، ۴۶۹٫.
بازنشر مقالات و مکتوبات منتشره در مجموعه غدیریون با ذکر منبع و نام نگارنده بلامانع است . از اینکه ما را در ترویج فرهنگ اهل بیت یاری می نمایید سپاسگزاریم.

www.qadiriun.com

دربارۀ محمد زارع عبدالزهرایی

محمد زارع عبدالزهرایی، متولد 1362 تهران . در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. از همان آغازین روزهای کودکی با اعتقادات شیعی پرورش داده و بالید. تحصیلات ابتدایی را با نهایت موفقیت پشت سر گذارد و در سال پنجم ابتدایی داستانی کوتاه و کودکانه با عنوان کلید طلایی نوشت که مورد تحسین بسیاری قرار گرفت. در دوران راهنمایی و دبیرستان نیز بسیاری از مطالب گذشتگان را مطالعه کرد و به نوشتن البته برای خود ادامه داد. وی دبیرستان را در رشته ریاضی فیزیک به پایان برد اما علایق او ، مسیری دیگر برایش در نظر گرفتند. پیش از ورود به دانشگاه به مدارس علمیه ( حوزه علمیه) وارد شد و مقدمات و سطح یک را گذراند.همزمان با حوزه در دانشگاه نیز به تحصیل در رشته ادبیات فارسی مشغول شد. پس از اتمام تحصیلات در دانشگاه ، باردیگر به تحصیلات حوزوی خود مشغول شد اما به صورت آزاد. ایشان در زمان کوتاهی بیش از صد و هفده مقالعه با ساختار علمی تألیف نمود. همچنین کتبی چون تاریخ اسلام از منظر قرآن و نهج البلاغه، تحقیقی بر منتهی الآمال شیخ عباس قمی ، بر بال روزگار و... را تألیف نمود. از جمله فعالیت های وی نگارش داستان کوتاه در حوزه های مختلف اجتماعی و دینی ست که از آن جمله می توان به نامه ناتمام ، در سایه آرامش، یک بیابان دلدادگی اشاره نمود. همچنین در حوزه شعر نیز اشعاری مذهبی در قالب های مختلف از جمله غدیری و ... سروده اند . در موسسات مختلفی چون امام صادق علیه السلام ، نورفاطمه علیها السلام و ...فعالیت علمی داشته اند. مدتی در مدارس شهر تهران در مقاطع راهنمایی و دبیرستان به تدریس و پرورش ذهن های نوجوانان مرز و بوم مشغول بودند که از نظر خودشان بهترین زمان عمرشان است. منابر و سخنرانی های ایشان نیز به عنوان مجالسی که کلامها تمام مستدل و مستند به اقوال تاریخی است همراهان بسیاری را به ایشان جذب نموده است. همینک ایشان به عنوان محقق و پژوهشگر تاریخ اسلام ، نویسنده شناخته می شوند.

به این صفحه نیز بنگرید

340426_183

“فرقه واقفه” و سابقه ایدئولوژی آنها

نویسنده : محمد زارع عبدالزهرایی در۹۵/۰۲/۱۴.مقدّمه هدف از این تحقیق، بررسی شکافی است که پس …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *