kotah maghaleh

او سکینه است ، محبوب دل ثارالله

«کوته مقاله»
عنوان:او سکینه است ، محبوب دل ثارالله
بخش نخست
نویسنده : محمد زارع عبدالزهرایی
برگرفته از :سایت غدیریون

سَکینه، دختر امام حسین علیه السلام و مادرش رباب دختر امری ءالقیس است. نامش را امینه، امنیه و آمنه ذکر کرده اند و لقب وی را سکینه نهاده اند که به معنی وقار و سکون است.

سکینه همسر عبدالله اکبر، فرزند امام حسن و پسر عموی اوست که در روز عاشورا همراه امام حسین علیه السلام به شهادت رسید. از زمان ولادت حضرت سکینه علیها السلام اطلاع دقیقی در دست نیست؛ اما با توجه به فرمایش امام حسین علیه السلام خطاب به وی که فرمود: «تو بهترین بانوانی!» در می یابیم که وی در کربلا بانویی رشیده بوده و بین ده تا سیزده سال، سن داشته است.(۱)
رباب و سکینه علیهما السلام که از بهترین زنان عصر خویش بودند، نزد امام حسین علیه السلام منزلتی عظیم داشتند و شدّت علاقه امام به آنها به قدری بود که حضرت فرمود:

«من خانه ای را که سکینه و رباب در آن ساکنند، دوست دارم. علاقه مند به ایشان هستم و مال خود را برایشان خرج می کنم.»(۲)
سکینه از چشمه زلال دانش و معرفت امام حسین علیه السلام جرعه ها نوشید و به درجه ای از ایمان و باور دینی رسید که امام در توصیفش می فرماید:

غالب (اوقات) بر سکینه چنین است که با تمام وجود محو جمال ازلی است. ایّامش غرق در عبادت و راز و نیاز با پروردگار سپری می گردد.(۳)

این تعریف، بیانگر مقام برجسته دختر امام حسین علیه السلام در راستای یقین به پروردگار متعال و گسستن از مشغولیات و دلبستگی های دنیای فانی است.
نقل شده است در مجلسی که مروان، امیرمؤمنان علیه السلام را سب نمود، با شهامت، او و اجدادش را لعنت کرد. دختر عثمان نیز در جلسه حاضر بود، رو به سکینه علیها السلام کرد و گفت: من دختر شهیدم! سکینه علیها السلام سکوت کرد و آنگاه که مؤذّن صدا به اذان بلند کرد و به عبارت: «اشهد انّ محمّداً رسول الله» رسید، خطاب به دختر عثمان فرمود: این، پدر من است یا پدر تو؟ دختر عثمان شرمسار گشت و گفت: «لافخر علیکم ابداً؛ من دیگر هرگز به شما فخر نخواهم کرد.»(۴)
در منابع تاریخی آمده است که حضرت سکینه علیها السلام از پدرش امام حسین و عمّه اش امّ کلثوم علیهما السلام روایت نقل کرده و فائد مدنی مولی عبیدالله بن ابی رافع و فاطمه بنت الحسین از او حدیث نقل کرده اند.

پی نوشت ها:
۱. حضرت سکینه و…، علاّمه مقرّم، ص ۲۶۲.
۲. محدّثات شیعه، دکتر غروی نایینی، ص ۲۱۰.
۳. اسعاف الراغبین، در حاشیه نورالابصار، ص ۲۰۲.
۴. تراجم سیّدات بنت النّبوّه، ص ۱۵۷.

دربارۀ محمد زارع عبدالزهرایی

محمد زارع عبدالزهرایی، متولد 1362 تهران . در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. از همان آغازین روزهای کودکی با اعتقادات شیعی پرورش داده و بالید. تحصیلات ابتدایی را با نهایت موفقیت پشت سر گذارد و در سال پنجم ابتدایی داستانی کوتاه و کودکانه با عنوان کلید طلایی نوشت که مورد تحسین بسیاری قرار گرفت. در دوران راهنمایی و دبیرستان نیز بسیاری از مطالب گذشتگان را مطالعه کرد و به نوشتن البته برای خود ادامه داد. وی دبیرستان را در رشته ریاضی فیزیک به پایان برد اما علایق او ، مسیری دیگر برایش در نظر گرفتند. پیش از ورود به دانشگاه به مدارس علمیه ( حوزه علمیه) وارد شد و مقدمات و سطح یک را گذراند.همزمان با حوزه در دانشگاه نیز به تحصیل در رشته ادبیات فارسی مشغول شد. پس از اتمام تحصیلات در دانشگاه ، باردیگر به تحصیلات حوزوی خود مشغول شد اما به صورت آزاد. ایشان در زمان کوتاهی بیش از صد و هفده مقالعه با ساختار علمی تألیف نمود. همچنین کتبی چون تاریخ اسلام از منظر قرآن و نهج البلاغه، تحقیقی بر منتهی الآمال شیخ عباس قمی ، بر بال روزگار و... را تألیف نمود. از جمله فعالیت های وی نگارش داستان کوتاه در حوزه های مختلف اجتماعی و دینی ست که از آن جمله می توان به نامه ناتمام ، در سایه آرامش، یک بیابان دلدادگی اشاره نمود. همچنین در حوزه شعر نیز اشعاری مذهبی در قالب های مختلف از جمله غدیری و ... سروده اند . در موسسات مختلفی چون امام صادق علیه السلام ، نورفاطمه علیها السلام و ...فعالیت علمی داشته اند. مدتی در مدارس شهر تهران در مقاطع راهنمایی و دبیرستان به تدریس و پرورش ذهن های نوجوانان مرز و بوم مشغول بودند که از نظر خودشان بهترین زمان عمرشان است. منابر و سخنرانی های ایشان نیز به عنوان مجالسی که کلامها تمام مستدل و مستند به اقوال تاریخی است همراهان بسیاری را به ایشان جذب نموده است. همینک ایشان به عنوان محقق و پژوهشگر تاریخ اسلام ، نویسنده شناخته می شوند.

به این صفحه نیز بنگرید

34971738492299843279

زنانی که از حضرت زهرا سلام الله علیها احادیث نقل کرده اند

نویسنده : محمد زارع عبدالزهرایی در۹۵/۰۹/۱۴. مقدمه «حدیث»، در اصطلاح، به معنای قول، فعل و …

یک نظر

  1. All of these articles have saved me a lot of hedeschaa.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *